تبلیغات
یاغــــــــــــمور - بیوگرافی ماهسون کیرمیزی گول و ترجمه اشعار آن
تقریبا دنیایی از همه چیز ---= عاشق اویم که همه عاشـــق اویند.=---

بیوگرافی ماهسون کیرمیزی گول و ترجمه اشعار آن

جمعه 9 بهمن 1388 01:46 ب.ظ

نویسنده : محسن محمودی




ماهسون کیرمیزی گول (کیرمیزیگل) یکی از خواننده‌های کردتبار ترکیه است. وی در سال ۱۹۶۹ میلادی [۱] در یکی از روستاهای استان دیاربکر در خانه‌ای که فقط یک اتاق داشت به دنیا آمد.

زمانیکه مادرش او را ۴ ماهه حامله بود از پدر ماهسون طلاق گرفت و ماهسون تا ۶ سالگی هیچگاه پدر خود را ندید بعد از ۶ سالگی هم گاه گاه پدرش بدیدنش می آمد.

ماهسون زمانیکه ۱۵ ساله بود به استانبول رفت و در ۱۹ سالگی وارد دانشگاه فنی استانبول شد او یکی از خوانندگان تحصیلکرده ترکیه در رشته موسیقی است.

ماهسون در سال ۱۹۹۳ اولین آلبوم حرفه‌ای خود را وارد بازارموسیقی کرد. و بعد از آن هم تقریبآ هر ۲ سال یکبار آلبومی رااجرا کرده‌است.ماهسون هر بارکه آلبومی تازه وارد بازار می‌کندرکورد فروش را میشکند و تا کنون هیچکدام از خوانندگان ترک نتوانسته‌اند از لحاظ فروش آلبوم با او رقابت کنند. بعضی از ترانه‌های او مانند حق انسان‌ها /زمین نخوردم/وطنم میگرید/دوست/ خسته شدم/ از ما نیست/بی وفا و... علاوه بر اجرای بسیار زیبا و طلائی ماهسون دارای مفاهیم عالی انسانی نیز هستند.ماهسون آهنگساز قابلی نیز هست او اکثر ترانه‌هایش را خودش می‌سازدو برای بعضی از خوانندگان معروف هم تاکنون آهنگهائی ساخته‌است .ماهسون مانند دیگر خواننده‌های کرد ترکیه نمی‌تواند به دلخواه خود ترانه کردی بخواند در سال ۱۹۹۱ آهنگ زبان کردی شیرین است را به زبان کردی خواند که باعث مشکلاتی از سوی رژیم ترک برای وی شد. در سال ۲۰۰۰ ترانه برابری (once insanim) را خواند که باعث فراخوانی وی به دادگاه ترک به دلیل خواندن ۲ بیت کردی شد. وی انسانی آشتی خواه خوش ظاهر و دوست داشتنی است ودر بیشتر کاستهای خود از جنگ‌ها نالیده و برای حلبجه و چچن و... نیز ترانه‌های ماندگاری سروده. ماهسون در ایران نیز طرفداران زیادی دارد.
دیسکوگرافی


  • "Nilüfer" (۱۹۹۱)
  • "Alem Buysa Kral Sensin" (۱۹۹۳)
  • "۱۲'den Vuracağım" (۱۹۹۴)
  • "İnsan Hakları" (۱۹۹۵)
  • "Sevdalıyım Hemşerim" (۱۹۹۶)
  • "Yıkılmadım" (۱۹۹۸)
  • "Yoruldum" (۲۰۰۰)
  • "Ülkem Ağlar & Yoruldum" (۲۰۰۱)
  • "Yüzyılın Türküleri" (۲۰۰۲)
  • "Sarı Sarı Başroldeyim" (۲۰۰۴)
  • "Dinle" (۲۰۰۶)



بیوگرافی ماهسون از زبان خودش

هر آدمی که زندگی می کنه دارای یک رویا یک زندگی نامه و یا یک رمان هست. مال یکی حزن آور ویکی پرنشاط ویکی زندگی تاریکی داره. هر انسانی از تاریکی می آد وبه تاریکی می ره. شما توان تعقیب سالهای مه آلود گذشته رو ندارید. در این نوشته تنها بخش کوچکی از زندگی من رو می تونید پیدا کنید. مادرم فاءقه آریک و پدرم چرکزبازنجیر در یک بیمارستان دولتی در بینگل با هم آشنا میشن وازدواج می کنن.مادرم از شوهر قبلی خودش دارای سه فرزند و از دیگر شوهرش صاحب یازده فرزند شد که اونها رو تا حد جدایی پیش برد. مادرم من رو چهار ماه حامله بود که از پدرم جدا شد و به دیار بکر کوچ کرد.چهارمین و آخرین بچهء خودش رو به دنیا آورد و اسمش رو عبدالله گذاشت. عبدالله اسمی است که مادرم روی من گذاشت. در پنج سالگی با تعویض شناسنامه توسط پدرم اسمم ماهسون شد.
دیاربکر:
به عبارتی دیگر دیاربکر با تاریخ 9000 ساله و اولین مرکز مسکونی دنیا و منطقهء گسترده تمدن انسانیت با تاریخ وخاک جادویی. دیاربکر سرزمین ضیاءگوکالپ ها وعلی امری ها- سلیمان نظیف ها و احمد عارف ها و سرزمین بلبل ترانه ها جلال. دیار بکر سرزمین خوش آوازه خوان ها سرزمین مارها ، عقرب ها، رنج ها، سختی ها و به همان اندازه دیار بکر سرزمین پر غرور.
در منطقهء عرب شیخ این شهر در خانه ای که مجموعا" یک اتاق داشت به دنیا اومدم. برادرهای ناتنی ام که از شوهر قبلی مادرم بودند (اسماعیل آریک ، محمود اریک و مصطفی آریک) از به دنیا آمدن من خیلی خوشحال شدند و منو مثل برادر تنی خود بزرگ کردند.من شوکت پدری رو از اونها دیدم چون اصلا" پدرم رو نمی شناختم. اولین بار پدرم رو یه دفعه در 6 سالگی از دور دیده بودم. از شش سالگی به بعد در بعضی تعطیلات شش ماهه که به دیدار مادربزرگم می رفتم پدرم و بقیه برادرانم رو تنها در اون زمان می تونستم ببینم. دوره ابتدایی رو در مدرسه ابتدایی سلیمان نظیف و دوره راهنمایی رو در مدرسه علی امری و دبیرستان رو در مدرسه جمهوریت دیار بکر خوندم.
شروع موسیقی:
پسر خاله ام آیخان باران در بین آقوام آدم دوست داشتنی ای هست و خیلی هم خوب ساز می زد. دفعه اول در برابر آیخان لرزان لرزان اولین شعری رو که یاد گرفته بودم خوندم. آیخان تحت تاثیر صدام قرار گرفت.از اون روز به بعد آیخان کار مداوم رو با من آغاز کرد. حضور اول من در صحنه در دبیرستان جمهوریت به تحقق پیوست. مادرم و برادرانم دکتر یا مهندس شدن من رو می خواستند. تاثیر موسیقی روی من خیلی زیاد بود. هر روزم با موسیقی می گذشت.در ذهنم آواز خواندن در کنسرت ها رو پرورش می دادم. به سختی می تونستم تصمیم بگیرم که مهندس خواهم شد یا دکتر ویا یک هنرمند.
در سال 83 و 84 در فستیوال دیار بکر در مسابقات آواز خوانی برای مطرح شدن خودم رو آزمودم. در دومین دوره شرکت در مسابقات برای اول شدن مصمم بودم. در سال 84 در دیاربکر کاست آماتوری من توسط یک راننده اتوبوس ( محمد تاریح) به گوش تهیه کننده ای به نام مصطفی گونش رسید و مصطفی گونش صدای منو خیلی پسندید و منو به استانبول دعوت کرد.برای موفقیت و رسیدن به هدفم 1800 کیلومتر مسافت روبه اون شهر کهن طی کردم. سوالات زیادی در ذهنم وجود داشت. در بین میلیون ها نفر انسان در در چنین کلان شهری چه کسی می دونه که زندگی چقدر سخته؟ خیالات و امیدهایی داشتم اما از یک طرف ترس و وحشت هم داشتم.زندگی تا پایان عمر ، برای دنیا ، عشق، غم، حسرت، غربت. مجادله من در سال 84 در ماه سپتامبر با ورودم به استانبول شروع شد.
استانبول:
جایی که همسایه همسایه رو نمی شناسه ، آدم آدم رو نمی شناسه،این شهر استانبوله. چطور ساکنان استانبول به اونجا کوچ کردند و اومدند هم ترسناکه هم پر رمزو راز و هم باز پس گیری شهر ( از دست قوم اشغالگر شهر) به نظر من خیلی زیباست. چگونگی اون رو هیچکس به درستی نمی دونه.
آلبوم اولم رو در سال 84 در ماه کاسیم ( نوامبر) به دنیای موسیقی عرضه کردم. در پی اون 7 آلبوم دیگه اومد.
5سال تموم گذشته بود. در این مدت خونه ام اتاق شماره 314 هتل لاله بود.این هتل در جاده مسیح پاشا گل سرسبد هتل ها بود. در سال 89 تصمیم گرفتم برای تهیه البوم و هرچه زیبا شدن کارهام در موسیقی و وارد شدن به عرصه کنسرواتوری در امتحان دانشگاه شرکت کنم. دانشگاه دولتی فنی موسیقی ترک.
سالهای کنسرواتوری:
مکان اجرای موسیقی. اولین کنسرواتوری موسیقی ترک در ترکیه.
در سیاست موسیقی مدرسه موسیقی کم بود. اما چه افسوس که در اثر سستی دولت یک مدرسه موسیقی موجود بود. در مقابل این سیستم آموزش ضعیف من اراده قوی ای داشتم. مدرسه آموزشی هنرمندان ترکیه متاسفانه به دست فراموشی سپرده شده بود و دیگر یک موسسه مورد علاقه نبود و ارزشی نداشت. جهانی شدن هنر مرهون ارزش پیدا کردن هنر میان جوامع و مردم هست. امیدوارم سیاستمردانی که به هنر و هنرمند ارزش قایل میشن مسوول موسسه های آموزشی بشن.
بازگشت به موسیقی:
در سال92 با حلمی توپ اوقلو آشنا شدم که به من پیشنهاد یه البوم کرد. من با این پیشنهاد که بعد از 4 سال به من شده بود در سال 93 با آلبوم نامی عالم بویسا کار حرفه ای خودم رو آغاز کردم.
ورود به صحنه:
در سال 94 در کازینوی چاکیل به همراه بولنت ارسوی ( خواننده) به صحنه رفتم.
اولین سریال:
در سال94 برای استار تی وی سریال عالم بویسا رو در چند قسمت کار کردیم.
در سال 93 بود که مصمم شدم به:
1- صلح،دوستی،برادری،ساخت اثری جهت محبت،با هم بودن ،دین،زبان،مذهب،یه دید سیاسی جداگانه.
2- با عصر تکنولوژی همراه شدن.
3- یک موزیسین تولید کننده و مدیروسازمان دهنده باشم.
4- سرمایه گذاری برای موسیقی.
5- نمونه کامل یک هنرمند بودن.
6- دست کم هر 2.5 و یا 3 سال یک آلبوم ساختن.
7- با زنان به برنامه نیامدن.
8- تصدیق اولین ها. (آماتور ها)
9- به با ارزش ترین انسان ها اهمیت قایل شدن.



ترجمه اشعار ماهسون
Bizden değildir از ما نیست (2004)
Ubi caritas ubi amor deus ibi est
(Nerede yardımlaşma varsa, nerede sevgi varsa Allah oradadır.)
(هر کجا همکاری است، هر کجا محبت است، خدواند آنجاست)
Gönülden üzürlü insanlar azmış انسانهای ایثار گر کم هستند
Dünyayı savaşlar yoksulluk sarmış در دنیا جنگ و نیستی سایه افکنده است
Kötüler için dört kitap ne yazmış. درباره انسانهای شر و بد(ستم گران )این چهار کتاب اسمانی چه نوشته اند
Canlara kıyanlar, ırkçılık yapanlar, كسی كه هم نوع خودش را بكشد
Zulmeden insanlar bizden değildir وبه انسانها ظلم کند از ما نیست
Tanımaz kötüler ne kitap ne yasa ستمگران قانون و کتاب های اسمانی را نمی شناسند
Dünyada savaşlar artık son bulsa اگر روزی در دنیا جنگ تمام بشه
Firavun ne söylemiş ya Musa. حضرت موسی به فرعون چه فرمودند
Canlara kıyanlar, ırkçılık yapanlar, كسی كه هم نوع خودش را بكشد
Zulmeden insanlar bizden değildir و به انسانها ظلم کند از ما نیست
Körelmiş yürekler sevgiyle dolsa دلهای کور از عشق ومحبت پر شود
Aç kalan çocuklar artık ağlamasa وبچه های گرسنه دیگر گریه نکنند
Sevgi için ne söylemiş ya İsa. حضرت عیسی در باره عشق ومحبت چه فرمودند
İnsanı sevmeyen, merhamet etmeyen, کسی که همنوع را دوست نداشته باشد و به آنها (مراحمت)لطف و بخشش نکند
Kul hakkını yiyen bizden değildir. و حق بنده ای را بخورد از ما نیست
Hürriyet tükenmiş bitmiş adalet آزادگی نابود و عدالت پایان یافته است
Günahsız insanlar çeker eziyet انسانهای بی گناه رنج واذیت می کشند
ömmete ne söylemiş ya Muhammed حضرت محمد به امت خود چه فرمودند
Garibe bakmayan, yardıma koşmayan, هرکس از غریبان دست گیری نکند و به یاریشان نشتابد
Allah'dan korkmayan bizden değildir واز خدا نترسد از مانیست
Kur'an-ı Kerim Bakara Suresi; Ayet 208 قران کریم سوره بقره ایه 208
İncil Matta: 5/9
Tevrat Ree Bölümü: Levliler 26/6 Ayeti




Hayat Ne Garip (2004) زندگی چه غریب است
Ne varsa dünyada bir rüya demek
چه چیزی در دنیا هست دنیا همانند یك رویاست
Biraz da hayatı boşvermek gerek قدری هم باید زندگی را سهل گرفت
Her şeyin çaresi sevmektir sevmek چاره هر كاری دوست داشتن است
Hayat devam ediyor bak ببین زندگی جریان داره
En güzel şey mutlu olmak بیشتر چیزهای زیبا خوشبختی نمی آورد
Gideceğiz çırılçıplak ما از این دنیا بدون هیچ مال و ثروتی خواهیم رفت
Hayat ne garip ooof زندگی چه غریب است ، اف
Hayat çok garip زندگی خیلی غریب است
Gün gelir yalnizlik korkusu çöker یك روز می اید كه ترس از تنهایی از بین میره
Hayat film gibi "son" yazar, biter زندگی مثل فیلم با نوشتن "پایان" تمام می شود
Dert etme kendine, gülümse yeter خودت را ناراحت نكن دیگه بسه
Hayat devam ediyor bak ببین زندگی جریان داره
En güzel şey mutlu olmak بیشتر چیزهای زیبا خوشبختی نمی آورد
Gideceğiz çırılçıplakما از این دنیا بدون هیچ مال و ثروتی خواهیم رفت
Hayat ne garip ooff زندگی چه غریب است ، اف
Hayat çok garip زندگی خیلی غریب است
Yalan olur bir gün yalan یک روز می بینی که دروغی بیش نیست
Yaşadığın aşkın sevdan زندگی ات، عشقت و معشوقت
Yaradandır baki kalan تنها آفریننده(خداوند) باقی می مونه
Hayat ne garip ooff زندگی چه غریب است، اف
Hayat çok garip زندگی خیلی غریب است





Düş de gör (2004) تو درخواب ببین
Ah düş de gör kardaş düş de gör
آه ! در خواب ببین ای دوست در خواب ببین
Aman aman düş de gör
امان امان در خواب ببین
Bir zalimi bir soysuzu
یك ظالم را یك بی اصل ونسب را
Bir güzeli sevende düş de gör
یك زیبا را وقت كه دوست داشته میشود درخواب ببین
Ah sağ olan ne bilsin hastanın halından
آه ! كسی كه سالم است چطور میتواند حال بیمار را بفهمد
Sevmeyen ne bilsin sevenin halından
كسی كه عاشق نشده است از كجا میتواند حال عاشق را بفهمد
Ah düşmeyen ne bilsin düşenin halından
آه كسی كه به این بلا نیافتاده است از كجا میتواند حال افتاده را بفهمد
Aman aman düş de gör
امان امان در خواب ببین
İyi günden güzel günden
از روز خوب از روز زیبا
vallah kötü güne vallah zor güne
والله به روز بد ، والله به روز دشوار
Aman aman düş de gör düş de gör
امان امان در خواب ببین ، در خواب ببین
Kim tutar bizi كی می تونه جلوی ما را بگیره (2004)
Sevdayla birleştik direndik zulme
با عشق یكی شدیم در برابر ظلم ایستادیم
Asla eğilmedik ağa beylere
هرگز جلوی شاهان وبزرگان خم نشدیم
Meydan bırakmadık haramilere
عرصه را برای دزدان رها نكردیم
Yıktık engelleri kim tutar bizi
موانع را برداشتیم كی می تونه جلوی ما را بگیره
Birleşsin tüm canlar meydana gelsin
تمام جانها یكی شده و به میدان بیان
Yolumuz hak yolu inanan gelsin
راه ما راه حقه هر كی باور میكنه بیاد
Sonbahar yağmurda karda ayazda
تو پاییز تو باران، تو برف تو تابستان
Seninle yürüdük omuz omuza
با تو شانه به شانه پیش رفتیم
Meydan okuyoruz bütün dünyaya
به تمام دنیا رجز می خوانیم
Elin elimdeyken kim tutar bizi
تا وقتی كه دستت در دستامه كی می تونه جلوی ما را بگیره
Biz bir fırtınayız durduramazlar
ما یك طوفانیم كسی نمی تونه ما را نگه داره
Bizim önümüze set kuramazlar
جلوی ما نمی توانند سد بگذارند
Et ile tırnağız ayıramazlar
مثل گوشت و ناخن هستیم، نمی توانند از هم جدا کنند
Elin elimdeyken kim tutar bizi
تا وقتی كه دستت تو دستامه كی می تونه جلوی ما را بگیره

Başroldeyim (2004) نقش اول هستم
Rüzgar gibi geldi geçti yıllarım مثل باد سالها اومد و گذشت
Aynada kendimi tanıyamadım
من تو آینه خودم رو نتونستم بشناسم
Son bulacak birgün benimde hayatım
زندگی من هم یه روز تمام خواهد شد
Bu fani dünyada misafirim ben ah
تو این دنیایی فانی من مهمان هستم
Son bulacak birgün benimde hayatım
زندگی من هم یه روز تمام خواهد شد
Kiralık dünyada misafirim ben
تو این دنیای موقت من مهمان هستم
Başroldeyim her sahnede yanımdaki dostlar nerede
در تمام صحنه ها نقش اول هستم دوستان نزدیكم كجا هستند
Dünya denen bu alemde yalnızları oynuyorum
در این بازی روزگار تنهایی ها را بازی میكنم
Başroldeyim her sahnede hiç dostum yok hepsi sahte
در تمام صحنه ها نقش اول هستم هیچ دوستی ندارم همه دروغین هستند
Dünya denen bu alemde yalnızları oynuyorum
در این بازی روزگار تنهایی ها را بازی میكنم
Bir anam var bir çocuğum bir meçhule gidiyorum
یك مادر دارم ویك فرزند به گمراهی میروم
Hayat denen bu oyunda yalnızları oynuyorum
در این زندگی تنهایی را بازی میكنم
Bir anam var bir çocuğum bir meçhule gidiyorum
یك مادر دارم و یك فرزند به گمراهی میروم
Hayat denen bu oyunda mutluluğu oynuyorum
در این بازی زندگی خوشبختی را بازی میكنم
Nice feryat gizli suskunluğumda
فریاد های پنهانی من درخلوتهایم
Savaştım çırpındım can pazarında
در بازار جان دعوا كردم به خودم پیچیدم
Bir can borcum kaldı oda Allah'a
تنها بدهی جان دارم آن هم به خدا
Kiralık dünyada misafirim ben
تو این دنیای موقت من مهمان هستم
Başroldeyim her sahnede çok sevdiğim dostlarım nerde
در تمام صحنه ها نقش اول هستم دوستانی كه آنقدر دوستشان داشتم.كجا هستند
Dünya denen bu alemde yalnızları oynuyorum
در این بازی روزگار تنهایی ها را بازی میكنم
Başroldeyim her sahnede hiç dostum yok hepsi sahte
در تمام صحنه ها نقش اول هستم هیچ دوستی ندارم همه دروغین هستند
Dünya denen bu alemde yalnızları oynuyorum
در این بازی روزگار تنهایی ها را بازی میكنم


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -